|
قصه شهر دل
|
||
|
شعر - علمی - ادبی - فرهنگی - |
افسانه دل
کجایی ای یار شبانه دل
نمی آیی دمی در خانه دل
دو زلفان چنگ و ماچنگت
شده زنجیر و زولانه دل
کمان ابروان و تیر مژگانت
کشیده تیر به سوی لانه دل
شده چندی که مهتاب حسنت
نمی تابد به سوی لانه دل
لب لعلت ز خون دل گشته رنگین
به لب هایت نشسته نشانه دل
بزن خنجر دلم را پاره گردان
بکن خموش فغان و ناله دل
دل بیان بس زار و حزین است
نشسته در گوشهء غم خانه دل
بیان
۹ می ۲۰۱۳
|
|